26 فرهنگ

152 مدخل


کیپ

kip

۱. پر؛ انباشته.
۲. درهم‌رفته و به‌هم‌چسبیده؛ تنگ هم؛ چفت هم.

airtight, chock, chock-full, chockablock, hermetic, tight, tightfitting, watertight