کیوانولغتنامه دهخداکیوانو. [ ک َی ْ / ک ِی ْ ] (اِ مرکب ) کدبانو. لهجه ای در کدبانو. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کیوانلغتنامه دهخداکیوان . [ ک َی ْ / ک ِی ْ ] (اِخ ) زحل . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 372). نام ستاره ٔ زحل است . (فرهنگ جهانگیری ). نام ستاره ٔ زحل است که در فلک هفتم می باشد. (بره
کیانوشلغتنامه دهخداکیانوش . (اِخ ) یکی از دو برادر فریدون . (ناظم الاطباء) : یکی بود از ایشان کیانوش نام دگر نام پرمایه ٔ شادکام .فردوسی .
خانه دارلغتنامه دهخداخانه دار. [ ن َ / ن ِ ] (نف مرکب ) با کفایت . میانه رو. درست خرج . (ناظم الاطباء). مقتصد. کدبانو. کیوانو. چون : رقیه زنی خانه دار است ، یعنی اداره ٔ امور خانه ٔ
کیوانلغتنامه دهخداکیوان . [ ک َی ْ / ک ِی ْ ] (اِخ ) زحل . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 372). نام ستاره ٔ زحل است . (فرهنگ جهانگیری ). نام ستاره ٔ زحل است که در فلک هفتم می باشد. (بره
کیانوشلغتنامه دهخداکیانوش . (اِخ ) یکی از دو برادر فریدون . (ناظم الاطباء) : یکی بود از ایشان کیانوش نام دگر نام پرمایه ٔ شادکام .فردوسی .
کیفانورالغتنامه دهخداکیفانورا. [ ] (اِ) اسم سریانی مارقشیشاست . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به مارقشیشا و مرقشیشا شود.