کیوانلغتنامه دهخداکیوان . [ ک َی ْ / ک ِی ْ ] (اِخ ) زحل . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 372). نام ستاره ٔ زحل است . (فرهنگ جهانگیری ). نام ستاره ٔ زحل است که در فلک هفتم می باشد. (بره
کروانةلغتنامه دهخداکروانة. [ ک َ رَ ن َ ] (ع اِ) مؤنث کروان .(از اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به کروان شود.
کوانهلغتنامه دهخداکوانه . [ ک َ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان جلگه ٔ افشار دوم است که در بخش اسدآباد شهرستان همدان واقع است و 338 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کیوانلغتنامه دهخداکیوان . [ ک َی ْ / ک ِی ْ ] (اِخ ) زحل . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 372). نام ستاره ٔ زحل است . (فرهنگ جهانگیری ). نام ستاره ٔ زحل است که در فلک هفتم می باشد. (بره
کروانةلغتنامه دهخداکروانة. [ ک َ رَ ن َ ] (ع اِ) مؤنث کروان .(از اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به کروان شود.
کوانهلغتنامه دهخداکوانه . [ ک َ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان جلگه ٔ افشار دوم است که در بخش اسدآباد شهرستان همدان واقع است و 338 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کیانهلغتنامه دهخداکیانه . [ ک َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ) منسوب به کیان ، یعنی پادشاهی . (ناظم الاطباء).