کینگلغتنامه دهخداکینگ . [ ن َ ] (اِ) کون (به لهجه ٔ طبری ). (از نصاب طبری ، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کینگاهلغتنامه دهخداکینگاه . (اِ مرکب ) کینه گاه . عرصه ٔ کارزار. رزمگاه . دشت کین . رجوع به کینه گاه شود.
کینگستونلغتنامه دهخداکینگستون . [ تُن ْ ] (اِخ ) بندر و پایتخت کشور جامائیکا که بر ساحل جنوبی جزیره ٔ جامائیکا واقع است و 456600 تن سکنه دارد. این شهر یکی از مراکز تجارتی و صنعتی و