2814 مدخل
۱. دین؛ مذهب.۲. [قدیمی] روش؛ آیین.
۱. آیین، دین، شرع، شریعت، طریقت، طریقه، مذهب، مسلک، مشرب، نحله ۲. ترکش، تیردان، جوله ۳. روسری، مقنعه ۴. شمشاد
creed, faith, religion
نوعى روسرى ابریشمى بزرگ و حاشیهدار.
۱شاش ادرار ۲کش شلوار ۳فراری ۴لفظی برای رم دادن مرغ
راندن
ايمان , دين
کیش . (اِخ ) از شهرهای اکد بوده است . (ایران باستان ج 1 ص 113).
۱لفظی که با آن سگی را به طرف کسی حمله ور سازند
تحریک /رد کردن حشره،دستور حمله دادن(سگ): کیش کیش ، کیش فیش
برای راندن افراد گفته میشود
مريض
کیش و پیش.
کیش
کیش.
کیش بست