کیذقانلغتنامه دهخداکیذقان . (اِخ ) دهی است . (تاریخ بیهق ص 115). ده مرکز دهستان کیذقان است که در بخش ششتمد شهرستان سبزوار واقع است و 617 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج
کیذقانلغتنامه دهخداکیذقان .(اِخ ) یکی از دهستانهای بخش ششتمد شهرستان سبزوار است که در جنوب بخش و شهرستان واقع است . این دهستان کوهستانی است و به واسطه ٔ کثرت چشمه سارها، دارای باغ
کیذبانلغتنامه دهخداکیذبان . [ ک َ ذَ / ذُ ] (ع ص ) دروغگوی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
قاسمیلغتنامه دهخداقاسمی .[ س ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کیذقان بخش ششتمد شهرستان سبزوار. در 12هزارگزی جنوب خاوری ششتمد و سر راه مالرو عمومی ششتمد واقع است . کوهستانی است و هوائ
چاه سوختهلغتنامه دهخداچاه سوخته . [ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کیذقان بخش ششتمدشهرستان سبزوار که در 25 هزارگزی جنوب خاوری ششتمد واقع شده . کوهستانی و سردسیر است و115 تن سکنه دارد
مجلغتنامه دهخدامج . [ م ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کیذقان است که در بخش ششتمد شهرستان سبزوار واقع است و 582 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
سررودلغتنامه دهخداسررود. [ س َ ] (اِخ )دهی از دهستان کیذقان بخش ششتمد شهرستان سبزوار. دارای 125 تن سکنه است . آب آن از قنات . محصول آن غلات ، پنبه و بنشن است . (از فرهنگ جغرافیائ
بجدنلغتنامه دهخدابجدن . [ ب ُ دَ] (اِخ ) دهی از دهستان کیذقان ششتمد سبزوار در 37 هزارگزی جنوب ششتمد. سکنه ٔ آن 40 تن ، آب از قنات ، شغل اهالی زارعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایر