کیایانلغتنامه دهخداکیایان . (اِ) ج ِ کیا. کیاها. بزرگان . سروران : محتشمان ، بی حشمت و کیایان ، بی کرد و کیا و حرمت شدند. (جهانگشای جوینی ).
کشایانیدنلغتنامه دهخداکشایانیدن . [ ک ُ دَ ] (مص ) کشادن فرمودن . کشودن . کشانیدن . (ناظم الاطباء). گشایانیدن . رجوع به گشایانیدن شود.
کیاکانلغتنامه دهخداکیاکان . [ ] (اِخ ) از شواهد زیر برمی آید که کیاکان ظاهراً نام جماعتی بوده است که معاصر مؤلف کتاب النقض ،در ساری و ارم می زیسته اند و از طبقات پست اجتماع آن رو
کیانیانلغتنامه دهخداکیانیان . [ ک َ ] (اِخ ) نام سلسله ٔ کیان از پادشاهان ایران . (ناظم الاطباء). منسوب به کیان ، دومین سلسله ٔ پادشاهی از دوره ٔ تاریخ افسانه ای ایران . کریستن سن
کیریانلغتنامه دهخداکیریان . (اِ) به معنی فدا و قربان باشد، و آن بدلی است که خود را / دیگری را بدان از بلا برهانند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کیریان به یای حطی به وزن میه
کایانواژهنامه آزادنام آذری(ترکی)، به معنی آب پر سرعتی که از کوه جاری شود، سیل شدید کوهی، بهمن اسم ترکی(آذری)، آب پر سرعتی که از کوه جاری شود، سیل شدید کوهی، بهمن