کتیلةلغتنامه دهخداکتیلة. [ ک َ ل َ ] (ع اِ) خرمابن که بر آن دست کسی نرسد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج ، کَتائِل . (از اقرب الموارد) (مهذب الاسماء).
کچله جردلغتنامه دهخداکچله جرد. [ ک َ چ ِ ل َ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دشتابی بخش بوئین شهرستان قزوین جلگه ای و معتدل . سکنه ٔ آن 160 تن . آب آن از قنات . محصول غلات و چغندرقند
کچلهلغتنامه دهخداکچله . [ ک َ چ َ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سورسور بخش کامیاران شهرستان سنندج . کوهستانی و سردسیر، سکنه 142 تن . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کچلهلغتنامه دهخداکچله . [ ک ُ چ ُل َ / ل ِ ] (اِ) چیزی است از جمله ٔ سمومات خصوصاً گرگ و سگ را زود می کشد و آن را به عربی قاتل الکلب و خانق الکلب می گویند. (برهان ). چیزی است از