ابوشجاعلغتنامه دهخداابوشجاع . [ اَ ش ُ ] (اِخ ) روذراوری . محمّدبن الحسین بن محمّدبن عبداﷲبن ابراهیم همدانی ملقب به ظهیرالدین مؤیدالدوله صفی امیرالمؤمنین . او یکی از وزرای بنی عب
سرافسارلغتنامه دهخداسرافسار. [ س َ اَ ] (اِ مرکب ) افسار. افسار که به سر اسب و ستور کنند : و سرافسار مرصع و کسوتهای گرانمایه . (راحةالصدور راوندی ). و اسب خاصی با سرافسار مرصع بستد
ملبوساتلغتنامه دهخداملبوسات . [ م َ ] (ع اِ) جامه هایی که از آن لباس ساخته می شود و جامه های پوشیدنی . (غیاث ) (آنندراج ). مأخوذ از تازی ، جامه ها و پوشاکها و کسوتها. (ناظم الاطبا