کتابیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نوشتاریمانند: سخن کتابی.۲. دارای شکل تخت و کتابمانند: باتری کتابی.۳. (اسم) ظرف شیشهای با دهانۀ باریک و بدنۀ مکعبمستطیل برای نوشیدنیهای الکلی؛ بغلی.۴. (ق
خزازلغتنامه دهخداخزاز. [ خ َزْ زا ] (اِخ ) احمدبن الحارث بن المبارک از مورخان بود و در بغداد به جهان آمد و در آنجا از جهان رفت و او را کتبی چون «المسالک و الممالک » و «اسماء الخ
کلکتهلغتنامه دهخداکلکته . [ ک َ ک َت ْ ت َ / ت ِ ] (اِخ ) نام شهری است معروف که فی الحال دارالاماره ٔ دولت انگریز (انگلیس ) است . وجه تسمیه ٔ کلکته آن است که کالی نام بتی است و ب
کتاب راهنمافرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ب راهنما، دستورالعمل راهنمای تلفن، دفتر تلفن، فهرست، کتابمرجع نقشه