کَلگویش بختیاری1. خانه کوچک و محقر kal xerâva>:خانه قدیمى و فرسوده> ؛ 2. بز کوهى نر؛ 3. ظرف سفالى ترک خورده یا لب پریده، ظرف فلزى معیوب، ظرف غذاى سگ؛ 4. کربلایى.
کللغتنامه دهخداکل . [ک ُ ] (ع اِ) مخفف کُل ّ بهمان معنی است : طبع هر جزوی که هست آخر سوی کل مایل است . کاتبی .دین ودل را کل بدو بسپرد خلق پیش امر و نهی او میمرد خلق .مولوی .
کُلِّفرهنگ واژگان قرآنهمه - کل (اصل در معناي اين کلمه احاطه داشتن است مجموع هر چيزي را هم که کُل ميخوانند ، براي اين است که به همه اجزا احاطه دارد ، يک فرد سربار جامعه را هم اگر کـَل
کَلٌّفرهنگ واژگان قرآنسربار(معناي عبارت" هو کل علي مولاه "اين است که او سربار سرپرست خويش است وبار و عيال کسي است که امورش را تدبير ميکند و او خودش نميتواند امور خود را تدبير کند )