کَاظِمِينَفرهنگ واژگان قرآنآنانکه با وجود ناراحتي زياد سخني نمي گويند و ناراحتيشان را پنهان مي کنند - آنانکه دم نمي زنند(کلمه کاظمين اسم فاعل از کظم است و کظم به معناي شدت اندوه است از طر
کاظمینلغتنامه دهخداکاظمین . [ ظِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ کاظم .- کاظمین غیظ ؛ فروخورندگان خشم . و رجوع به کاظم شود.
کاظمینلغتنامه دهخداکاظمین . [ ظِ م َ ] (اِخ ) امام موسی (ع ) و امام محمد تقی (ع ). (فرهنگ نظام ذیل لغت کاظم ). در ائمه ٔ اثنی عشریه لقب جوادین است چون لقب هر دو امام کاظم است .
کاظمینلغتنامه دهخداکاظمین . [ ظِ م َ ] (اِخ ) کاظمیه . شونیزی صغیر. (تاریخ کاظمین ص 16). مدفن امام موسی کاظم (ع ) و امام محمد تقی (ع ) که شهر کوچکی است پهلوی بغداد. (فرهنگ نظام ذی
مَکْظُومٌفرهنگ واژگان قرآننفس گرفته شده - نفس بند آمده (کلمه کاظمين اسم فاعل از کظم است و کظم به معناي شدت اندوه است از طرفي کظم به معناي بيرون آمدن نفس است ، وقتي ميگويند کظم خود را گرف
کَظِيمٌفرهنگ واژگان قرآنآنکه با وجود ناراحتي زياد سخني نمي گويد و ناراحتيش را پنهان مي کنند - آنکه دم نمي زند(کلمه کاظمين اسم فاعل از کظم است و کظم به معناي شدت اندوه است از طرفي کظم ب
کاظمینلغتنامه دهخداکاظمین . [ ظِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ کاظم .- کاظمین غیظ ؛ فروخورندگان خشم . و رجوع به کاظم شود.
کاظمینلغتنامه دهخداکاظمین . [ ظِ م َ ] (اِخ ) امام موسی (ع ) و امام محمد تقی (ع ). (فرهنگ نظام ذیل لغت کاظم ). در ائمه ٔ اثنی عشریه لقب جوادین است چون لقب هر دو امام کاظم است .