کومالغتنامه دهخداکوما. (اِخ ) یکی از شهرهای قدیم ایتالیا در ساحل تیره بود که دوازده قرن پیش ازمسیح پی افکنده شد و چون به دستیاری مهاجرنشینان شهرکوما واقع در آسیای صغیر ساخته شده
کومانلغتنامه دهخداکومان . [ ] (اِ) صاحب منتهی الارب ذیل تدسیم آرد: به روغن تر کردن و سیاه کردن کومان زنخ بچه را تا چشم نرسد به وی ، و در حاشیه نوشته : کومان برآمدگی باشد .
کوماندولغتنامه دهخداکوماندو.[ ک ُ دُ ] (فرانسوی ، اِ) کماندو. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کماندو شود.
کوماسیلغتنامه دهخداکوماسی . (اِخ ) طایفه ای از ایل کرد ایران و تقریباً مرکب از 200 خانوار است و در کوه و دمن سکونت دارند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 62).
کوماءلغتنامه دهخداکوماء. [ ک َ ] (ع ص ) ناقه ٔ بزرگ کوهان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ماده شتر بزرگ کوهان . ج ، کوم . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).