کولیارلغتنامه دهخداکولیار. (اِخ ) دهی از دهستان مشکین باختری که در بخش مرکزی شهرستان خیاو واقع است و 264 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
کالیاریلغتنامه دهخداکالیاری . (اِخ ) یا کالاریس . بندر مرکزایالت ساردنی در ایتالیا که 138000 تن سکنه دارد.
کوشیارلغتنامه دهخداکوشیار. (اِخ ) بر وزن هوشیار نام حکیمی بوده است از گیلان و بعضی گویند نام حکیمی بوده است از فارس و شیخ ابوعلی سینا شاگردی او کرده است و با کاف فارسی هم آمده است
کولارتکینلغتنامه دهخداکولارتکین . [ ت َ ] (اِخ )از سرهنگان مقنع بود که به سال 163 هَ . ق . با جنیدبن خالد امیر بخارا مصاف داد. (تاریخ بخارا ص 85).
کولاردولغتنامه دهخداکولاردو. [ ک ُ دُ ] (اِخ ) شارل پیر. شاعر فرانسوی (1732-1776 م .) و نویسنده ٔ «منظومه ها» است . اشعار او لطیف و زیبا ولی عاری از ابداع است . در سال 1776 م . به