کوره2furnaceواژههای مصوب فرهنگستاندستگاهی برای حرارتدهی مستقیم یا غیرمستقیم مواد جامد یا مذاب برای ایجاد تغییر شیمیایی یا فیزیکی در آنها
کوره ٔ اردشیرخورهلغتنامه دهخداکوره ٔ اردشیرخوره . [ رَ / رِ ی ِ اَدَ خوَرْ / خُرْ رَ ] (اِخ ) یکی از پنج کوره ٔ ولایت فارس است . این کوره منسوب است به اردشیربن بابک و مبداء به عمارت فیروزآبا
کوره ٔ اصطخرلغتنامه دهخداکوره ٔ اصطخر. [ رَ / رِ ی ِ اِطَ ] (اِخ ) یکی از پنج کوره ٔ ولایت پارس است : اصل این کوره اصطخر است و این اصطخر اول شهری است که در پارس کرده اند و آن را گیومرث
کوره ٔ حدادیلغتنامه دهخداکوره ٔ حدادی . [ رَ / رِ ی ِ ح َدْ دا ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کوره ٔ آهنگری . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به کوره ٔ آهنگری ذیل ترکیب های کوره شود.