کورسیرلغتنامه دهخداکورسیر. [ کُرْ ] (اِخ ) یکی از جزایر یونان که هومر آن را اسکریا نامیده است .این جزیره تا هفتصد سال پیش از میلاد محل سکونت «فه آسین ها» بود، آنگاه مستعمره ٔ کورن
کورسرلغتنامه دهخداکورسر. [ س َ] (اِخ ) دهی از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار است و 350 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
کورسینلیلغتنامه دهخداکورسینلی . (اِخ ) طایفه ای از کردها که تا سالهای اخیر درقطور دیده می شدند و تابع شکاکها بودند. (از کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او تألیف رشیدیاسمی ص 98).
پاپیریوس کورسرلغتنامه دهخداپاپیریوس کورسر. [ س ُ ] (اِخ ) لوسیوس . سردار و جبّار (مسیطر) رومی قرن چهارم میلادی .
کورفولغتنامه دهخداکورفو. [ کُرْ ] (اِخ ) یکی از جزایر یونان که 105000 تن سکنه دارد. مرکز این جزیره هم به همین نام نامیده می شود. این جزیره دارای مناظری زیباست و محصول آن شراب و م