کورسلغتنامه دهخداکورس . (فرانسوی ، اِ) دو. دویدن . || مسابقه (اسبدوانی ). || مسافتی که طی کنند. (فرهنگ فارسی معین ).
کورسلغتنامه دهخداکورس . [ رَ / رْ / ک َ وَ ] (اِ) موی پیچیده و مجعد را گویند. (برهان ). موی پیچیده و گره دار که به عربی مجعد گویند و آن را پارسیان شیراز نیز کرنجی گویند. (آنندرا
کورسلغتنامه دهخداکورس . [ رُ ] (اِخ ) تلفظ یونانی کورش است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ؛ ذیل کوروش ). رجوع به کورش و ذوالقرنین شود.
کورسلغتنامه دهخداکورس .[ کُرْ ] (اِخ ) جزیره ای در بحر ابیض (مدیترانه ) و یکی از ایالتهای کشور فرانسه است و شهرهای عمده ٔ آن آژاکسیو (محل تولد ناپلئون اول )، باستیا ، کالوی ، کو
کورسانلغتنامه دهخداکورسان . [ ک َ وَ ] (اِخ ) مرحوم دهخدا در یادداشتهای خود آرند: کورسان یا گورسان (در نسخه ٔ خطی شاهنامه ٔ کتابخانه ٔ من ) و نسخه بدل چ بروخیم کورشان ، ماوراءالنه
کورستانلغتنامه دهخداکورستان . [ رَ / رِ] (اِخ ) شهرکی است آبادان و بانعمت از شیراز. (حدودالعالم چ دانشگاه ص 134). از تقسیمات حکومتی لارستان فارس است . طول آن 66 و عرض 6 کیلومتر و د