کودکلغتنامه دهخداکودک . [ دَ ] (ص ) کوچک . صغیر. (فرهنگ فارسی معین ). پهلوی ، کوتک بمعنی صغیر. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). صورت دیگر آن کوچک است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ر
مرحلة آینهایmirror phaseواژههای مصوب فرهنگستانمرحلهای از رشد کودک بین 6 ماهگی تا 18 ماهگی که در آن کودک تصویر خود را در آینه تشخیص میدهد
فاصلۀ تولدbirth intervalواژههای مصوب فرهنگستانفاصلۀ زمانی بین تولد یک کودک و تولد کودک بعدی از همان مادر
مرحلۀ دگرپیرویheteronomous stageواژههای مصوب فرهنگستاندر نظریۀ تحول اخلاقی پیاژه، مرحلهای بین شش تا ده سالگی که در آن کودک قوانین و اصول مقبول والدین یا شخصیتهای دارای قدرت را بهعنوان اصول اخلاقی میپذیرد
هم بازیلغتنامه دهخداهم بازی . [ هََ ] (ص مرکب ) دو کودک که با یکدیگر بازی کنند یا دو حریف که نرد و شطرنج و یا قمار بازند : به راستی که نه هم بازی تو بودم من تو شوخ دیده مگس بین که
غلاملغتنامه دهخداغلام . [ غ ُ] (ع اِ) کودک . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ). کودک شهوت پدیدآمده . (ترجمان علامه ٔ جرجانی تهذیب عادل نسخه ٔکتابخانه ٔ لغت نامه ). پسر از هنگام ولاد