کودکیلغتنامه دهخداکودکی . [ دَ ] (حامص ) بچگی و طفولیت . (ناظم الاطباء). صِبا. صباوت . صَبوَت . صُبُوَّت . چگونگی و حال و صفت کودک . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چنین تا برآمد ب
کودکی کردنلغتنامه دهخداکودکی کردن . [دَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) چون کودکان رفتار کردن . عادت و رفتاری درخور کودکان داشتن . مناسب شأن طفولیت رفتار کردن . اخلاق و اعمالی درخور سنین کودکی د
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می ستردواژهنامه آزادکودکی در بر، قبائی سرخ داشت روزگاری زان خوشی خوش میگذاشت همچو جان نیکو نگه میداشتش بهتر از لوزینه می پنداشتش هم ضیاع و هم عقارش می شمرد هر زمان گرد و غبارش می س
تغذیۀ کودکیchildhood nutritionواژههای مصوب فرهنگستانتغذیۀ کودکان سالم براساس الگویی متناسب برای بازۀ سنی دو تا یازدهسالگی
چاقی کودکیchildhood obesityواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی که در آن فرد در بازۀ سنی دو تا نوزدهسالگی دچار اضافهوزن یا چاقی میشود