کوتیلغتنامه دهخداکوتی . (پسوند) مزید مؤخر امکنه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ابراهیم کوتی . اغوزدارکوتی . افراکوتی . بارکوتی . بختیار کوتی . بژم عباس کوتی . پلم کوتی . پنبه ز
کوتیلغتنامه دهخداکوتی . [ تی ی ] (معرب ، ص ) قصیر و آن در فارسی کوتَه ْ است . (از المعرب جوالیقی ). بالضم منسوباً. کوتاه بالا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). قصیر. (از اقرب الموارد)
کوتیواژهنامه آزادنام بزرگترین محلۀ بندر بوشهر که در بافت قدیم واقع است. قدمت این محله به زمان هخامنشیان می رسد. کوتی به معنای سرزمین جنگ جویان است. این محله مساجد و عبادتگاه های
کوتیسلغتنامه دهخداکوتیس .[ ک ُ ] (اِخ ) نام پادشاه پافلاگونیه و دست نشانده ٔ پادشاهان هخامنشی بود. (از ایران باستان ). رجوع به همان مأخذ ج 2 ص 1106 شود.
کوتیللغتنامه دهخداکوتیل . [ ک ُ ] (اِ) از مقیاسهای حجم در قدیم معادل 27 لیتر. (ایران باستان ج 1 ص 166).