کوتانلغتنامه دهخداکوتان . (اِخ ) پسر دوم اوکتای قاآن بن چنگیزخان . (تاریخ مغول ص 152). و رجوع به جهانگشای جوینی ص 197 و 198 و 200 و 201 و 204 و 206 شود.
کوتانلغتنامه دهخداکوتان . (اِخ ) دهی از دهستان سیاه منصور است که در شهرستان بیجار واقع است و 500 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کوتانچیلغتنامه دهخداکوتانچی . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان اجارود است که در بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع است و 120 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
کوتاهفرهنگ مترادف و متضاد۱. خلاصه، قاصر، قصیر، قصیره، مجمل، محدود، مختصر، ملخص، موجز ۲. کوتاهقد، کوتوله ≠ دراز