کواکبیلغتنامه دهخداکواکبی . [ ک َ ک ِ ] (اِخ ) عبدالرحمن بن احمد الکواکبی (1265 - 1320 هَ .ق .) ملقب به سیدالفراتی از علمای اجتماعی و از رجال اصلاح طلب اسلامی بود. در حلب تولد یاف
کواکبیلغتنامه دهخداکواکبی . [ ک َ ک ِ ] (اِخ ) از صوفیه و علما و فقهای قرن یازدهم هجری و نام او ملا ابراهیم است ، وی نخست در زادگاه خویش ، حلب به کسب دانش پرداخت و سپس برای تحصیل
کواکبیلغتنامه دهخداکواکبی . [ ک َ ک ِ ] (اِخ ) محمدبن ابراهیم . از مشایخ و عرفای مشهور قرن نهم شام است که در علوم منقول نیز رتبتی عالی داشته است . به سال 897 هَ .ق . در حلب درگذشت
قاضی کواکبیلغتنامه دهخداقاضی کواکبی . [ ک َ ک ِ ] (اِخ ) ملا ابراهیم از صوفیان و علماء و فقهای قرن یازدهم هجری است که نخست در مولد خود، حلب به تحصیل مراتب علمی همت گماشت و عاقبت به سال
کَوَاکِبِفرهنگ واژگان قرآناجرام آسماني (دو کلمه کواکب و نجم ، همانطور که بر ستارگان و سيارگان اطلاق ميشود ، بر شهابها نيز اطلاق ميشود)
کواکبلغتنامه دهخداکواکب . [ ک َ ک ِ ] (ع اِ) ج ِ کوکب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج ِ کوکب به معنی ستارگان بزرگ . (آنندراج ). ستارگان . اختران . نجوم . انجم .
کوابیسلغتنامه دهخداکوابیس . [ ک َ ] (ع اِ) ج ِ کابوس . (اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به کابوس شود.
کواکبلغتنامه دهخداکواکب . [ ک ُ ک ِ ] (اِخ ) کوه معروفی است و از سنگهای آن آسیاب می سازند. (از معجم البلدان ). کوهی است که از آن آسیاسنگ سازند. (منتهی الارب ).
قاضی کواکبیلغتنامه دهخداقاضی کواکبی . [ ک َ ک ِ ] (اِخ ) ملا ابراهیم از صوفیان و علماء و فقهای قرن یازدهم هجری است که نخست در مولد خود، حلب به تحصیل مراتب علمی همت گماشت و عاقبت به سال
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) کواکبی (مولی ...). وی پدر مولی ابراهیم کواکبی است و ابراهیم نزد او مقدمات علوم را تلمذ کرد. رجوع بنامه ٔ دانشوران ج 2 ص 121 شود.
حوضلغتنامه دهخداحوض . [ ] (اِخ ) نام کواکبی چند از دب اکبر: و پیش بنات النعش بزرگ ستارگان بکردار نیم دایره ، آنرا حوض خوانند. (التفهیم ). رجوع به دب اکبر از صور کواکب و نفایس ا
محمدلغتنامه دهخدامحمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم کواکبی . رجوع به کواکبی محمدبن ابراهیم ... شود.