کهلیک بلاغیلغتنامه دهخداکهلیک بلاغی . [ ک َ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان مواضعخان است که در بخش ورزقان شهرستان اهر واقع است و 101 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
قره کهلیکلغتنامه دهخداقره کهلیک . [ ق َ رَ ک َ ](اِخ ) دهی از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز واقع در 40 هزارگزی باختر سراسکند و 32 هزارگزی شوسه ٔ تبریز به میانه . موقع جغرا
کلیکلغتنامه دهخداکلیک . [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مهربان است که در بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان واقع است و 396 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کلیکلغتنامه دهخداکلیک . [ ک َ / ک ُ ] (اِ) نسترن . (فرهنگ فارسی معین ). در کرج و حوالی آن نام نسترن است . نامی است که در شهرستانک به «رزا آن سرینی فلیا» داده می شود. ایت بورنی .
انگشتلغتنامه دهخداانگشت . [اَ گ ُ ] (اِ) هریک از اجزای متحرک پنجگانه ٔ دست و پای انسان . (از فرهنگ فارسی معین ). اصبع. شنترة. (از منتهی الارب ). اصبوع . کلک .بنان . (یادداشت مؤل
قره کهلیکلغتنامه دهخداقره کهلیک . [ ق َ رَ ک َ ](اِخ ) دهی از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز واقع در 40 هزارگزی باختر سراسکند و 32 هزارگزی شوسه ٔ تبریز به میانه . موقع جغرا