کهربلغتنامه دهخداکهرب . [ ] (اِ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را صورتی از کهربا می داند. رجوع به دزی ج 2 ص 495 و کهربا شود.
کهربدیکشنری عربی به فارسیتحت تاثير برق قرار دادن , برق زده کردن , الکتريکي کردن , به هيجان اوردن , بابرق کشتن , مردن در اثر برق