کُندنماییslow motion, overcrankingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی جلوه که در آن فیلمبرداری با سرعتی بیشتر از حد معمول انجام میشود و سپس فیلم با سرعت عادی به نمایش در میآید تا حرکات عناصر صحنه بر روی پرده کُند به نظر آی
کندلغتنامه دهخداکند. [ ک ُ ن ُ ] (ع ص ) ناسپاس . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کافرنعمت . (از اقرب الموارد).
کندلغتنامه دهخداکند. [ ک َ ] (اِخ ) از نواحی خجند است و به «کند بادام » معروف است به سبب فراوانی بادام آن که پوسته ٔ نازک دارد و با مالیدن دست مقشرشود. (از معجم البلدان ). نام
کنددیکشنری فارسی به انگلیسیcanopy, cumbersome, draggy, dull, heavy, slow, languid, languishing, lazy, leaden, obtuse, shackle, slack, slow-motion, sluggish, stagnant, stiff, tardy
موشکلغتنامه دهخداموشک . [ ش َ ] (اِ مصغر) مصغر موش یعنی موش کوچک . (ناظم الاطباء). نوعی از موش است . (آنندراج ). موش خرد. و این کلمه با موسکولوس لاتینی لفظاً و معناً از یک ریشه
ویستاویزیونلغتنامه دهخداویستاویزیون . [ یُن ْ ] (فرانسوی ، اِ) شیوه ای است جدید در صنعت فیلمبرداری که در آن فیلم برعکس فیلم های معمولی به شکل افقی از مقابل دریچه ٔ نورافکن می گذرد و به
کُندنماییslow motion, overcrankingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی جلوه که در آن فیلمبرداری با سرعتی بیشتر از حد معمول انجام میشود و سپس فیلم با سرعت عادی به نمایش در میآید تا حرکات عناصر صحنه بر روی پرده کُند به نظر آی
هم بازیفرهنگ انتشارات معین(هَ)(ص .) 1 - کسی که با شخص یا اشخاصی دیگر بازی کند. 2 - هنرپیشه ای که با هنرپیشة دیگر در فیلم یا نمایش نامه ای بازی کند.