کندللغتنامه دهخداکندل . [ ک َ دَ ] (اِ) گیاهی است از تیره ٔ چتریان به صورت درختچه با ارتفاع 1/2 تا 1/4 متر که در اکثر نقاط ایران می روید. ساقه اش ضخیم بی برگ و گلهایش سفید و میو
کندلانلغتنامه دهخداکندلان . [ ک ُ دِ / دُ ] (اِخ ) دهی از دهستان براآن است که در بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان واقع است و 121 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10). از قرای اص
کندلانلغتنامه دهخداکندلان . [ ک ُ دُ / دَ ] (اِ) نوعی از خیمه را گویند و بعضی این لغت را ترکی می دانند. (برهان ). خیمه ای بزرگ که در پیش درگاه ملوک بر پای دارند و این لغت را برخی
کندلانیلغتنامه دهخداکندلانی . [ ک ُ دُ ] (ص نسبی ) منسوب به کندلان است که از قرای اصفهان می باشد. (الانساب سمعانی ). منسوب به کندلان است که از قرای اصفهان می باشد و از آنجاست ابوطا