26 فرهنگ

210 مدخل


کنجکاو

konjkāv

کسی‌که در جایی یا در امری تفحص و کاوش می‌کند.

خردهبین، دقیق، فضول، متتبع، متجسس، متفحص

curious, inquisitive, interested, searching