کنترپوانcounterpointواژههای مصوب فرهنگستاناختلاط دو یا چند خط لحنی با توجه به استقلال هریک از آنها و اصول فنی حاکم بر این اختلاط
کنترپوان معکوسشدنیinvertible counterpointواژههای مصوب فرهنگستانکنترپوانی که در آن بخش (part) یا بخشهای پایینی میتوانند با بخش یا بخشهای بالایی جابهجا شوند
کنترپوان معکوسشدنیinvertible counterpointواژههای مصوب فرهنگستانکنترپوانی که در آن بخش (part) یا بخشهای پایینی میتوانند با بخش یا بخشهای بالایی جابهجا شوند
تطویلprolongation, elaborationواژههای مصوب فرهنگستانایجاد مواد هارمونیک و کنترپوآنی در یک قطعه از راه شاخوبرگ دادنِ خطی ساختار بنیادی آن
بخشنویسیpart writing, voice leadingواژههای مصوب فرهنگستانشیوۀ هدایت بخشها در یک بافتِ چندصدایی یا کنترپوانی (countrapuntal)