کنترلرلغتنامه دهخداکنترلر. [ ک ُ رُ ل ُ ] (فرانسوی ، ص ، اِ) فرهنگستان ایران «بازبین » را به جای این کلمه اختیار کرده است و آن کسی است که کالا و جنس های تجارتی را رسیدگی کرده براب
کنترلرفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که در راهآهن یا تماشاخانه بلیطها را رسیدگی میکند؛ مٲمور کنترل.
بازبینلغتنامه دهخدابازبین . (نف مرکب ) وارسی کننده . بجای کنترلر اختیار شده و آن کسی است که کالا و جنسهای تجارتی را رسیدگی کرده برابری آنها را با بارنامه تصدیق مینماید. کسی که در
بازبینفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که در راهآهن، تماشاخانه، یا جای دیگر بلیتها را بازدید و رسیدگی میکند؛ کنترلر.
ستاد آرتشلغتنامه دهخداستاد آرتش . [ س ِ دِ ت ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) یا ارکان حرب . کل قشون .عبارت از تشکیلات نظامی مملکتی که امور سوق الجیشی و تعبیةالجیشی و تدارکات آرتشی را فر