کمیللغتنامه دهخداکمیل . [ ک ُ م َ ] (اِخ ) ابن زیاد نخعی . از اصحاب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام . (ناظم الاطباء). ابن زیادبن نهیک النخعی ، تابعی و از ثقات اصحاب عل
کمیللغتنامه دهخداکمیل . [ ک ُ م َ ] (اِخ ) دعای ... نام دعائی از ادعیه ٔ مأثوره است منسوب به کمیل بن زیاد النخعی که گویند ازامیرالمؤمنین علی (ع ) فراگرفته است و آغاز می شود به
کمیللغتنامه دهخداکمیل . [ ک ُ م َ ] (ع اِ) از نامهای عرب است ، کمیلة بالتاء مثله . (منتهی الارب ) (آنندراج ). از اعلام است . (ناظم الاطباء).
کمیللغتنامه دهخداکمیل . [ک َ ] (ع ص ) تمام . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد): رجل کمیل ؛ مرد کامل و تمام . (ناظم الاطباء).
کمیلفرهنگ نامها(تلفظ: komeyl) (عربی) کامل ، تمام ؛ (در اعلام) نام یکی از اصحاب حضرت علی (ع) (کمیل ابن زیاد نخعی).
حدیث کمیللغتنامه دهخداحدیث کمیل . [ ح َ ث ِ ک ُ م َ ] (اِخ ) ابن زیاد. حدیثی است معروف از ساخته ٔ عرفا که به علی منسوب کرده اند و چنین آغاز شود: «ما لک و الحقیقة» و آنرا شرحها نوشته
حدیث کمیللغتنامه دهخداحدیث کمیل . [ ح َ ث ِ ک ُ م َ ] (اِخ ) ابن زیاد. حدیثی است معروف از ساخته ٔ عرفا که به علی منسوب کرده اند و چنین آغاز شود: «ما لک و الحقیقة» و آنرا شرحها نوشته
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) کمیل بن جعفربن کمیل فقیه جرجانی مکنی به ابوجعفر. از اصحاب ابوحنیفه و رئیس پیروان او در زمان خود بود. وی از احمدبن یوسف بحیری و محمدبن بس
اغزلغتنامه دهخدااغز. [ اَ غ َزز ] (اِخ ) کمیل بن اغز. بربری است . (منتهی الارب ). کمیل بن اغز، معروف است . (شرح قاموس ). و اغز اصل کلمه غز است . (یادداشت بخط مؤلف ). کلمه ایست
نخعیلغتنامه دهخدانخعی . [ ن َ خ َ ] (اِخ ) کمیل بن زیادبن سهل بن هیثم . رجوع به کمیل بن زیاد و نیز رجوع به ریحانةالادب ج 4 ص 181 و مجمعالبحرین و روضات الجنات ص 537 و مجالس المؤ