کمیابیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ، تنگی، نایابی، فقدان، قلت قحطی، خشکسالی، نابارآوری احتیاج، نیاز
کمیابی ساختگیcontrived scarcityواژههای مصوب فرهنگستاننوعی کمیابی در شرایط غیررقابتی که در نتیجة محدود کردن عرضه به وجود میآید متـ . کمیابی مصنوعی artificial scarcity
کامیابیفرهنگ مترادف و متضادبهرهمندی، تمتع، توفیق، فوز، کامجویی، کامرانی، کامروایی، موفقیت، نجاح ≠ ناکامی
کامیابیدیکشنری فارسی به انگلیسیachievement, boom, fortune, fulfilment, fullfillment, success, victory
کمبود غذاfood shortageواژههای مصوب فرهنگستانکمیابی گستردۀ غذا در یک جمعیت که معمولاً با سوءتغذیۀ منطقهای همراه است
کمیابی ساختگیcontrived scarcityواژههای مصوب فرهنگستاننوعی کمیابی در شرایط غیررقابتی که در نتیجة محدود کردن عرضه به وجود میآید متـ . کمیابی مصنوعی artificial scarcity