کمپوزیسیونفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. تنظیم نور، زاویۀ دروبین، و مکان شخص یا شیء هنگام عکاسی، فیلمبرداری، یا نقاشی؛ ترکیببندی.۲. (موسیقی) آهنگسازی.
دیةلغتنامه دهخدادیة. [ ی َ ] (ع اِ) (از: ودی ). جوهری گوید دیة یکی دیات است و «ة» عوض از واو است و به معنای حق مقتول (قتیل ) است و در تهذیب نویسدکه اصل دیة، وِدْیَة مانند شیة ا