کمپانیفرهنگ انتشارات معین(کُ) [ فر. ] (اِ.) 1 - شرکتی که برای تجارت یا صن عت تشکیل شود. 2 - اشخاصی که با وجود شراکت در سرمایه نام آنان در عنوان بنگاه درج نمی شود. (فره ).
کمپانیلغتنامه دهخداکمپانی . [ ک ُ ] (فرانسوی یا انگلیسی ، اِ) شرکت . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).شرکت تجارتی . (فرهنگ فارسی معین ). || در تداول فارسی زبانان ، صاحب و رئیس شرکت . (
کمپانی باشیلغتنامه دهخداکمپانی باشی . [ ک ُ ] (اِ مرکب ) رئیس کمپانی . مدیر شرکت . (فرهنگ فارسی معین ) : دیشب آمده اند در خانه ٔ کمپانی باشی سر خودش و سر پسر و یک کنیزش را بریده اند. (
کمپانی باشیلغتنامه دهخداکمپانی باشی . [ ک ُ ] (اِ مرکب ) رئیس کمپانی . مدیر شرکت . (فرهنگ فارسی معین ) : دیشب آمده اند در خانه ٔ کمپانی باشی سر خودش و سر پسر و یک کنیزش را بریده اند. (