کمسارلغتنامه دهخداکمسار. [ ک ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان شفت است که در بخش مرکزی شهرستان فومن واقع است و 1045 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
کمسارواژهنامه آزادنام منطقه ای در شهرستان کوهبنان که بزرگترین معدن زغال سنک در این منطقه واقع شده نام نوعی پرنده
کامساراکانلغتنامه دهخداکامساراکان . (اِخ ) شاخه ای از اشکانیان که پس از مرگ ساهاک در 441 م . از اعقاب گریگورو کشیش درجه اول ارامنه در ارمنستان باقی ماندند. رجوع به ایران باستان ج 3 ص
کسارةلغتنامه دهخداکسارة. [ک ُ رَ ] (ع اِ) ریزه و شکسته از چیزی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به کسار شود.
کسارندهلغتنامه دهخداکسارنده . [ ک ُ رَ دَ / دِ ] (نف ) گسارنده . به معنی کسار است که غم خورنده و باده خورنده باشد. (برهان ) (آنندراج ). خورنده . (ناظم الاطباء). || تحمل کننده . (نا
کسارلغتنامه دهخداکسار. [ ک ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان رشت . جلگه و معتدل است . و243تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
شفتلغتنامه دهخداشفت . [ ش َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های چهارگانه ٔ بخش مرکزی شهرستان فومن . مرکز آن قصبه ٔ شفت است که روزهای دوشنبه بازار عمومی دارد. قسمت جنوب دهستان کوهستا
کامساراکانلغتنامه دهخداکامساراکان . (اِخ ) شاخه ای از اشکانیان که پس از مرگ ساهاک در 441 م . از اعقاب گریگورو کشیش درجه اول ارامنه در ارمنستان باقی ماندند. رجوع به ایران باستان ج 3 ص