کمرجیلغتنامه دهخداکمرجی . [ ک َ م َ جی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به کمرجه که از قرای سغد سمرقند است . (از انساب سمعانی ). منسوب است به کمرجه از قرای صغد. (از معجم البلدان ).
کمرجیلغتنامه دهخداکمرجی . [ ک َ م َ جی ی ] (اِخ ) محمدبن احمدبن محمدالاسکاف المؤذن الصغدی الکمرجی راوی است و از محمدبن موسی الزکانی روایت کند و ابوسعید ادریسی از وی روایت کند. (
کارجیلغتنامه دهخداکارجی . (اِخ ) دهی از دهستان بارمعدن ، بخش سرولایت شهرستان نیشابور، واقع در 18هزارگزی جنوب باختری چکنه بالا. کوهستانی ، معتدل ، سکنه ٔ آن 76 تن .قنات دارد. محصو
کارجیلغتنامه دهخداکارجی . (اِخ ) دهی از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور، 24هزارگزی جنوب خاوری چکنه بالا. کوهستانی ، معتدل ، سکنه ٔ آن 77تن . قنات دارد. محصول آنجا غلات
کارجیلغتنامه دهخداکارجی . (اِخ ) دهی از دهستان نقاب بخش جغتای شهرستان سبزوار، واقع در 240هزارگزی شمال خاوری جغتای سر راه شوسه ٔ عمومی سبزوار. جلگه ، معتدل . سکنه 374 تن . قنات دا