کمربندلغتنامه دهخداکمربند. [ ک َ م َ ب َ ] (اِ مرکب ) چیزی را گویند که بر میان بندند. (برهان ). میان بند. (غیاث ). به معنی کمر است یعنی آنچه بر میان بندند.(آنندراج ). هر آنچه بر م
کمربندفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت شلاق، تعلیمی، غلوزنجیر، یوغ▲، [ بازداشت 747]، پیشبند، [ پوشیدنیها - سایر 228] دستار بازوبند، گردنبند، روبند ◄ روسری