کمالوندلغتنامه دهخداکمالوند. [ ک َ مال ْ وَ ] (اِخ ) دهی از دهستان ده پیر است که در بخش حومه ٔ شهرستان خرم آباد واقع است و 720 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
کمالونلغتنامه دهخداکمالون . [ ک ُ ] (اِ) کمالان . خانه ٔ خشت و گلی کوچک . خانه ٔ محقر و تاریک . خانه ٔ خشت سخت محقر و ناچیز. خانه ٔ گلین و کم ارزش . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
ده پیرلغتنامه دهخداده پیر. [ دِه ْ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای حومه ٔ شهرستان خرم آباد. این دهستان در شمال شهر واقع و محدود است از خاور به دهستان چقلوندی از باختر به دهستان ویمل
کمالونلغتنامه دهخداکمالون . [ ک ُ ] (اِ) کمالان . خانه ٔ خشت و گلی کوچک . خانه ٔ محقر و تاریک . خانه ٔ خشت سخت محقر و ناچیز. خانه ٔ گلین و کم ارزش . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
عشق اکبرلغتنامه دهخداعشق اکبر. [ع ِ ق ِ اَ ب َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح فلسفه )اشتیاق به لقای حق تعالی و معرفت ذات و شهود صفات درذات است . فلاسفه و ظرفا گویند اگر عشق عالی
حضیضلغتنامه دهخداحضیض . [ ح َ ] (ع اِ) سنگ . (منتهی الارب ). || پستی . (منتهی الارب ) (غیاث ) (منتخب ). || پستی زمین . نشیب زمین . (کشاف اصطلاحات الفنون ). || پستی زمین در دامن