کللغتنامه دهخداکل . [ک ُ ] (ع اِ) مخفف کُل ّ بهمان معنی است : طبع هر جزوی که هست آخر سوی کل مایل است . کاتبی .دین ودل را کل بدو بسپرد خلق پیش امر و نهی او میمرد خلق .مولوی .
کُلِّفرهنگ واژگان قرآنهمه - کل (اصل در معناي اين کلمه احاطه داشتن است مجموع هر چيزي را هم که کُل ميخوانند ، براي اين است که به همه اجزا احاطه دارد ، يک فرد سربار جامعه را هم اگر کـَل
دربر گرفتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت م] دربر گرفتن، {گردهمآوردن اجزا و تشکیل کل یا ارگانیسم} تشکیل، ساخت، تأسیس، پایهگذاری، پایهریزی، بنیانگذاری، مشارکت، سازماندهی، ساختاریافتگی ترکی
نشانگان جنینی الکلfetal alcohol syndromeواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از صفات نامطلوب و غیرعادی در جنین که ناشی از قرار گرفتن وی درمعرض الکل در طول بارداری است
ازدفاتلغتنامه دهخداازدفات . [ اِ دِ ] (ع مص ) تمام گرفتن . اخذ کل ّ: ازدفت المال ؛ تمام گرفتم آن را.
الکل متیلیکلغتنامه دهخداالکل متیلیک . [ اَ ک ُ م ِ ] (ترکیب وصفی ) الکل متیلیک یا متانل OH-CH3 از متان مشتق میشود. در عده ٔ بسیاری از اترهای طبیعی وجود دارد (گایاکول وانیلین ) که در آن
الکل اتیلیکلغتنامه دهخداالکل اتیلیک . [ اَ ک ُ اِ ] (ترکیب وصفی ) یا الکل معمولی از اقسام الکل است که در همه ٔ نوشابه های خمری ، شراب وعرق و امثال آن وجود دارد. و آنرا الکل سفید نیز می