کللغتنامه دهخداکل . [ک ُ ] (ع اِ) مخفف کُل ّ بهمان معنی است : طبع هر جزوی که هست آخر سوی کل مایل است . کاتبی .دین ودل را کل بدو بسپرد خلق پیش امر و نهی او میمرد خلق .مولوی .
کُلِّفرهنگ واژگان قرآنهمه - کل (اصل در معناي اين کلمه احاطه داشتن است مجموع هر چيزي را هم که کُل ميخوانند ، براي اين است که به همه اجزا احاطه دارد ، يک فرد سربار جامعه را هم اگر کـَل
ساندیسواژهنامه آزادنوعی نوشیدنی بدون الکل شیرین با درصد پایین مواد طبیعی در بسته بندی های کوچک و طعم های مختلف
کل دارلغتنامه دهخداکل دار. [ ک ُ ] (اِ مرکب ) کل در. کل دره . آلتی است که با آن مرز کرت ها برآرند وآن آهنی دراز است که از میان دسته ای چوبین دارد و از دیگر سوی زنجیری یا طنابی که
parcelsدیکشنری انگلیسی به فارسیبسته ها، بسته، بخش، قسمت، گره، جزئي از یك کل، دسته، امانت پستی، به قطعات تقسیم کردن، توزیع کردن، بسته بندی کردن، در بسته گذاشتن
کلاهولغتنامه دهخداکلاهو. [ک َ ] (اِ مرکب ) نوعی از آهوی بی شاخ باشد. (برهان ) (فرهنگ رشیدی ) (از انجمن آرا) (آنندراج ). از کل + آهو. آهوی بی شاخ . کل . توضیح اینکه عادةً مراد از
تنتورلغتنامه دهخداتنتور. [ ت َ ] (فرانسوی ، اِ) در اصطلاح پزشکی مایعی است که از تأثیر الکل یا اتر بر جوهرهای مواد گیاهی یا حیوانی یا معدنی بدست آید. (از لاروس ). تنتورها مایعات