کلینهلغتنامه دهخداکلینه . [ ک ُ ل ِ ] (اِخ ) دهی از بخش گوران شهرستان شاه آباد است و 110 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کلینهلغتنامه دهخداکلینه . [ ک ُ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان ذهاب است که در بخش سر پل ذهاب شهرستان قصر شیرین واقع است و 200 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کلیةًلغتنامه دهخداکلیةً. [ ک ُل ْ لی ی َ تَن ] (ع ق ) عموماً و بالجمله و سراسر و تماماً. (ناظم الاطباء). جمعاً. همه همگی . (فرهنگ فارسی معین ).
کُلونهگویش بختیاری1. چهار دیوارى موقتى به ارتفاع تقریبى یکمتر که در تابستان براى خوابیدن بر بام خانهها از چیدن پایهها روى هم بنا مىشود pâya . 2. کُلون، نوعى قفل چوبى بزرگ که