کلیمانلغتنامه دهخداکلیمان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گیل دولاب است که در بخش رضوانده شهرستان طوالش واقع است و 572 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
کلیمان الاسکندریلغتنامه دهخداکلیمان الاسکندری . [ ک ِ نِل ْ اِ ک َ دَ ] (اِخ ) از اولین دانشمندانی بود که دین نصرانی را به عقاید افلاطونی جدید نزدیک کرد و بعدها بسیاری از نسطوریان در این کا
کریمانلغتنامه دهخداکریمان . [ ک َ ] (اِ) (از: کریم + ان ، پسوند جمع) ج ِ کریم . کرم کنندگان و جوانمردان . (برهان ). || (ع اِ) (از: کریم + ان ، علامت تثنیه در عربی ) بمعنی حج و جها
کریمانلغتنامه دهخداکریمان . [ ک َ ] (اِخ ) در فرهنگ برهان قاطع و انجمن آراو جز آن نوشته اند: کریمان نام جد دوم رستم زال است که پدر نریمان باشد. و ولف در فهرست لغات شاهنامه و نیز ف
کریمان چاهلغتنامه دهخداکریمان چاه . [ ک َ ] (اِخ ) ناحیه ای در جنوب غربی گوکلان قولی و نواحی شمال ترکستان روس . (یادداشت مؤلف ).
کریمانهلغتنامه دهخداکریمانه . [ ک َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) همچون مردم کریم . بکرم . از روی کرم : کریم باش و کریمانه روزگار گذارکه تو کریمی و این سنت کرام قدیم . سوزنی .کریم
کلیمان الاسکندریلغتنامه دهخداکلیمان الاسکندری . [ ک ِ نِل ْ اِ ک َ دَ ] (اِخ ) از اولین دانشمندانی بود که دین نصرانی را به عقاید افلاطونی جدید نزدیک کرد و بعدها بسیاری از نسطوریان در این کا
پانگانیلغتنامه دهخداپانگانی . (اِخ ) رودیست به مشرق افریقا در مملکت زنگبار که از سمت شرقی جبال کلیمانجارو سرچشمه گیرد و از دو سوی چپ و راست جاری شود و پس از قطع 420 هزارگز به قصبه
گیل دولابلغتنامه دهخداگیل دولاب . (اِخ ) نام یکی از دهستان های بخش رضوانده شهرستان طوالش است . این دهستان میان دهستانهای میانده ، خشابر، پره سر و دریای خزر واقع است . این دهستان از 2
افریقیةلغتنامه دهخداافریقیة. [ اِ قی ی َ ](اِخ ) افریقا و در قدیم به تونس اطلاق میشده . (از فرهنگ فارسی معین ). حمداﷲ مستوفی آرد: از اقلیم دویم وسیم است . مملکتی طویل و عریض است و