کلیاییلغتنامه دهخداکلیایی . [ ک ُل ْ ] (اِخ ) از ایلهای کردو تقریباً مرکب از 8000 خانوار است و در شمال کرمانشاهان مسکن دارند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 60).
کلیاییلغتنامه دهخداکلیایی . [ ک ُل ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان ماهیدشت پایین است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 355 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کلیاییلغتنامه دهخداکلیایی . [ ک ُل ْ ] (اِخ ) دهی از دهستانهای بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان است . این دهستان در مغرب بخش و مغرب راه گردنه مله ماس به سنقر و سنقر به گردنه ٔ س
کلیایی اسدآبادلغتنامه دهخداکلیایی اسدآباد. [ ک ُل ْ اَ س َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای اسدآباد شهرستان همدان است . این دهستان در مغرب بخش واقع است واز شمال غربی به بخش سنقر کلیایی شهرستان ک
کلواییلغتنامه دهخداکلوایی . [ ک َل ْ ] (ص نسبی ) در لهجه ٔ اصفهانی ، استاد رخنه گر. (از فرهنگ فارسی معین ذیل کلوا). و رجوع به کلوا و کلوابند شود.
کلیایی اسدآبادلغتنامه دهخداکلیایی اسدآباد. [ ک ُل ْ اَ س َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای اسدآباد شهرستان همدان است . این دهستان در مغرب بخش واقع است واز شمال غربی به بخش سنقر کلیایی شهرستان ک
الیاسانلغتنامه دهخداالیاسان . [ اِل ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلیایی بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان ، واقع در 28 هزارگزی باختر سنقر و 2 هزارگزی شمال چهار میلان . کوهستانی و
چرکسلغتنامه دهخداچرکس . [ چ َ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کلیایی بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاه که در 23هزارگزی شمال سنقر و یکهزارگزی بغداد شاه واقع است دامنه و سردسیر است و 45
خلجانلغتنامه دهخداخلجان .[ خ َ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فعله کری بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاه . دارای 110 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ گاورود و محصول آنجا غلات ، حبوبات
خنجرآبادلغتنامه دهخداخنجرآباد. [ خ َ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلیایی بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان . دارای 230 تن سکنه ، آب آن از رودخانه ٔ سراب و محصول آن غلات و حبوبات