کلیالغتنامه دهخداکلیا. [ ] (اِ) اسم رومی شکنبه است و به سریانی و رومنتن است . (فهرست مخزن الادویه ).
کلیالغتنامه دهخداکلیا. [ ] (اِ) آلتی که در مازندران با آن شیره ٔ نیشکر را استخراج کنند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلیالغتنامه دهخداکلیا. [ ک ِل ْ ] (اِ) به معنی شخار است که قلیا باشد و بیشتر صابون پزان به کار برند. (برهان ). قلیا معرب آن است . (انجمن آرا). اسم فارسی قلی است . (فهرست مخزن ال
کلیالغتنامه دهخداکلیا. [ ک ُل ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان هزارجریب است که در بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری واقع است و260تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
پائین و بالافرهنگ گنجواژه کلیات. پائین و بالا کردن= سبک و سنگین کردن. پائین و بالا شدن= بهم ریختن وضعیت.
کلیاییلغتنامه دهخداکلیایی . [ ک ُل ْ ] (اِخ ) از ایلهای کردو تقریباً مرکب از 8000 خانوار است و در شمال کرمانشاهان مسکن دارند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 60).