کلگیلغتنامه دهخداکلگی . [ ک َل ْ ل َ / ل ِ ] (ص نسبی ) منسوب به کله . (فرهنگ فارسی معین ). || (اِ مرکب ) آنچه از لوازم ساز اسب که بر کله ٔ اسب باشد از پرها. (آنندراج ). آنچه از
کَلِگی سیلندر ترمزpressure headواژههای مصوب فرهنگستانمحفظهای در انتهای سیلندر ترمز که در هنگام ترمزگیری، عبور هوا را میسر میسازد
کلگینلغتنامه دهخداکلگین . [ ک ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کاکاوند است که در بخش دلفان شهرستان خرم آباد واقع است و 420 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
کلگینلغتنامه دهخداکلگین . [ ک ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کاکاوند است که در بخش دلفان شهرستان خرم آباد واقع است و 420 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
زبانة قلابcoupler knuckleواژههای مصوب فرهنگستانبخش ریختهگریشدة و لولایی کَلّگی برای اتصال به قلاب مجاور
مفصل فکی گیجگاهیtemporomandibular joint, TMJواژههای مصوب فرهنگستانمفصل بین کلّگی (condyle) استخوان فک پایین و گودی زیروارهای و دگمۀ مفصلی (articular tubercle) استخوان گیجگاهی
میلة زبانة قلابknuckle pin, knuckle pivot pin, T pivot pinواژههای مصوب فرهنگستانمیلة فولادی نگهدارندة زبانه در کلّگی قلاب واگن
گودی زیروارهایmandibular fossaواژههای مصوب فرهنگستانفرورفتگی عمیق در بخش صدفی استخوان گیجگاهی در بُنِ استخوان گونه که کلّگی (condyle) استخوان فک پایین در آن قرار میگیرد