کلسةلغتنامه دهخداکلسة. [ ک ُ س َ ] (ع اِ) تیرگی مایل به سپیدی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رنگی است مانند طُلسَة . (از اقرب الموارد).
کلاسهلغتنامه دهخداکلاسه . [ ک َ / ک ُ س َ / س ِ ] (اِخ ) نام جایی و مقامی است . (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ). موضعی است در دمشق . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). نام موضعی . (فرهنگ رشیدی
چلپاسهلغتنامه دهخداچلپاسه . [ چ َ س َ / س ِ ] (اِ) نوعی از ضب است که سوسمار باشد و آن را وزغه نیز گویند و آن کوچکترین اجناس سوسمار است و بعضی گویند حربا عبارت از اوست و او عقرب را
کرپاسهلغتنامه دهخداکرپاسه . [ ک َ س َ / س ِ ] (اِ) چلپاسه . وزغه . کرپاسو. (از برهان ) (از آنندراج ). کرپاشو. کرپاشه . (ناظم الاطباء). مارمولک . (فرهنگ فارسی معین ). کِلپَسّه (در
کلسةلغتنامه دهخداکلسة. [ ک ُ س َ ] (ع اِ) تیرگی مایل به سپیدی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رنگی است مانند طُلسَة . (از اقرب الموارد).
کلاسهلغتنامه دهخداکلاسه . [ ک َ / ک ُ س َ / س ِ ] (اِخ ) نام جایی و مقامی است . (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ). موضعی است در دمشق . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). نام موضعی . (فرهنگ رشیدی