کلپلغتنامه دهخداکلپ . [ ک َ / ک َ پ َ ] (سانسکریت ، اِ) اصطلاحی نجومی است . بیرونی آرد: این روزهای است تمام که اندرو هر یکی از کواکب و اوجها و جوزهرهای ایشان را دورها تمام گردد
کلپلغتنامه دهخداکلپ . [ ک َ ل َ ] (اِ) منقار مرغان و جانوران . (انجمن آراء). منقار مرغ . (آنندراج ). منقار مرغان . (ناظم الاطباء). رجوع به کَلَب و کَلَفت شود. || گرداگرد دهان .
کِلَپْگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی دندان ، دندان گرفتن ، دندان کندن و با دندان فشردن کسی یا چیزی
کلپ اهرگنلغتنامه دهخداکلپ اهرگن . [ ک َ اَ هََ گ َ ] (سانسکریت ، اِ مرکب ) روزگار مدت کلپ را کلپ اهرگن خوانند یعنی جمله ٔ روزگار کلپ . (از التفهیم ص 146). آقای جلال الدین همایی در حا
کلپ اهرگنلغتنامه دهخداکلپ اهرگن . [ ک َ اَ هََ گ َ ] (سانسکریت ، اِ مرکب ) روزگار مدت کلپ را کلپ اهرگن خوانند یعنی جمله ٔ روزگار کلپ . (از التفهیم ص 146). آقای جلال الدین همایی در حا
کلپنلغتنامه دهخداکلپن . [ ک َ پ َ ن َ ] (سانسکریت ، اِ) کلپن مرکب از دو کلمه است : یکی کل بمعنی وجود انواع در عالم و دیگری پن بمعنی فساد و بطلان آن و این کلمه مجموعاً بمعنی کون