کلوزلغتنامه دهخداکلوز. [ ک ُ ] (اِ) غوزه ٔ پنبه را گویند که شکفته شده و پنبه ها از آن برآمده باشد. (برهان ) (آنندراج ). کلوزه جوزغه و غوزه ٔ پنبه ٔ شکفته شده . (ناظم الاطباء). ک
کلوزفرهنگ انتشارات معین(کُ) (اِ.) = کلوزه : غوزة پنبه که شکفته شده و پنبه ها از آن برآمده باشد؛ جوزغه .
کلوز آپواژهنامه آزادتصویر بسته. در عکاسی، عکسی که از پیشانی تا چانه گرفته می شود. || در سینما، نمای نزدیک.
کلوزانلغتنامه دهخداکلوزان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان شاهرود است که در بخش شاهرود شهرستان هروآباد واقع است و 284 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
کلوزهلغتنامه دهخداکلوزه . [ ک ُ زَ / زِ ] (اِ) بمعنی کلوز است که غوزه ٔ پنبه ٔ شکفته باشد و آن را جوزقه نیز خوانند. (برهان ). بمعنی کلوز است و به زای فارسی هم آمده است . (آنندراج
کلوزهلغتنامه دهخداکلوزه . [ ک ُ زَ / زِ ] (اِ) بمعنی کلوز است که غوزه ٔ پنبه ٔ شکفته باشد و آن را جوزقه نیز خوانند. (برهان ). بمعنی کلوز است و به زای فارسی هم آمده است . (آنندراج
کلوزانلغتنامه دهخداکلوزان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان شاهرود است که در بخش شاهرود شهرستان هروآباد واقع است و 284 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).