کلنگلغتنامه دهخداکلنگ . [ ک ُ ل َ ] (اِ) پرنده ای است کبودرنگ و درازگردن بزرگتر از لک لک که او را شکار کنند و خورند و پرهای زیر دم او را بر سر زنند. (برهان ). مرغی است بلندپرواز
کلنگلغتنامه دهخداکلنگ . [ ک ُ ل َ / ل ُ ] (اِ) دست افزاری باشد که چاه جویان و گل کاران بدان زمین و دیوار کنند. (برهان ). بمعنی افزاری است برای کندن زمین که از آهن می سازند و دست
کلنگفرهنگ انتشارات معین(کُ لَ) (اِ.) 1 - آلت آهنی نوک تیز که از آن برای کندن جاهای سفت زمین استفاده می کنند. 2 - دُرنا.
کُلَنگگویش خلخالاَسکِستانی: kələng دِروی: kələng شالی: kələng کَجَلی: koleng کَرنَقی: kəlang کَرینی: tərašt کُلوری: kəlang گیلَوانی: kəlnag لِردی: tərašt
کُلَنگگویش کرمانشاهکلهری: qwel̆ŋa گورانی: qwel̆ŋa سنجابی: qwel̆ŋa کولیایی: qwel̆ŋa زنگنهای: qwel̆ŋa جلالوندی: qwel̆ŋa زولهای: kwel̆ŋa کاکاوندی: kwel̆ŋa هوزمانوندی: kwel̆ŋa
کلنگ برلغتنامه دهخداکلنگ بر. [ ک ُ ل َ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان چرداول است که در بخش شیروان چرداول شهرستان ایلام واقع است و 100 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).