کلفتفرهنگ مترادف و متضاد۱. خشن، ستبر، ضخیم، گنده ۲. درشت، ضخیم، ناهموار ≠ باریک، کمحجم، کمقطر، لطیف، نازک
کلفتدیکشنری فارسی به انگلیسیcleaning lady, cleaning woman, domestic, fat, help, housemaid, maid, maidservant, menial, skivvy, thick, wench, woman
کلفتلغتنامه دهخداکلفت . [ ک َ ل َ ] (اِ) منقار مرغان را گویند. (برهان ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). شند و کلفت و بتپوز و منقار در ددان استعمال کنند و کلفت و شند، جز مرغ را
کُلُفتگویش خلخالاَسکِستانی: kuləft دِروی: kuləft/qâym شالی: koloft کَجَلی: qâlen کَرنَقی: koləft کَرینی: kuləft کُلوری: kuləft گیلَوانی: kələft لِردی: qoyim