کلرلغتنامه دهخداکلر. [ ک َ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کهنه فرود است که در بخش حومه ٔ شهرستان قوچان واقع است و 201 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
کلرلغتنامه دهخداکلر. [ ک ُ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حیات داود است که در بخش گناوه ٔ شهرستان بوشهر واقع است و 300 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
کلرلغتنامه دهخداکلر. [ کْل ُ / ک ُ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ) یکی از عناصر و علامت اختصاری آن در شیمی «Cl» است و در حرارت عادی بصورت گاز و به رنگ مایل به سبز و بوی آن قوی و خفه کننده
کلرفرهنگ انتشارات معین(کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) گازی است سمّی به رنگ زرد مایل به سبز با بوی تند و خفه کننده که در آب قابل حل است ، علامت شیمیایی آن CL است .
کلرفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهعنصر غیرفلزی گازی از گروه هالوژنها به رنگ زرد، با بوی تند و زننده که در تهیۀ داروها، موادگندزدا، حشرهکشها و تصفیۀ آب به کار میرود.
کلر دردسترسavailable chlorineواژههای مصوب فرهنگستانسنجهای برای بیان توان اکسیدکنندگی انواع هیپوکلریتها و دیگر مواد با منشأ کلر که در مقایسه با عنصر کلر مشخص میشود
کلر باقیماندهresidual chlorine, chlorine residualواژههای مصوب فرهنگستانمقدار کلر آزاد یا قابلدسترسی که پس از سپری شدن زمان تماسِ تعیینشده در شرایط معین باقی میماند